سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 58
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
حقتعالى موجود شدهاند ولى مشيت و ايجاد به خودى خود موجود گرديده است براى اينكه چنانچه گفته شد ايجاد امر ربطى بين موجد و موجد است و همينكه موجد بايجاد حق موجود گرديد ايجاد بنفس خود موجود مىشود و محتاج بايجاد ديگر نخواهد بود ، زيرا اگر محتاج و مستلزم ايجاد ديگر باشد تسلسل لازم آيد و تسلسل باطل است . و از اين بيان جواب ديگرى بر رد متكلمين كه اراده را ايجاد ميدانند استنباط مىشود و آن اينست كه اگر اراده ايجاد باشد لازم آيد كه ايجاد بدون اراده محقق شود براى اينكه چنانچه گذشت اشياء بايجاد حق موجود ميشوند و خود ايجاد ديگر ايجاد نميخواهد و بنا بر قول متكلمين مفاد اين عبارت اينست كه اشياء باراده حق موجود ميشوند و اراده ديگر اراده نميخواهد ، چه اگر اراده هم مستلزم اراده ديگر باشد تسلسل لازم آيد و لازمه اينكه ايجاد بدون اراده تحقق يابد اضطرار و سلب اختيار است . اقوال ديگر در معنى اراده : در معنى اراده شش قول ديگر ذكر نمودهاند كه به آنها اشاره مىشود : اول - قول حسن بصرى است كه اراده را عبارت از علم حقتعالى بمصالح و فوائدى كه در فعل است و داعى بر ايجاد آن مىشود دانسته و هر چند فاضل مقداد ( ره ) اين معنى را پسنديده است ولى بين حكمت و اراده اشتباه شده است زيرا حكمت عبارت از علم بجميع مصالح و فوائد و ثمراتيست كه مترتب بر افعال مىشود و اراده عبارت از علم بصلاح فعل است به جهت اينكه داراى آن فوائد و ثمرات است . بنابراين متعلق علم ( آن چيزى كه علم به او تعلق ميگيرد ) در حكمت مصالح و فوائدى است كه بر افعال مترتب است و در اراده نفس فعل متصف بصلاح ( فعلى كه داراى مصلحت است ) مىباشد و بين حكيم و مريد فرق بسيارى است . دوم - قول بخارى است كه اراده را مغلوب و مجبور نبودن ميداند و اين بنا